مسیح بودم و نبودمسیحا مرا
عاشق بودم و نبود مجنون ثانی مرا
شب تار گردم بود و نبود روشنی نور مرا
درد و غم داشتم و نبود مرحم دردی مرا
دوستان بودند و نبود رفیق دل خسته مرا
گرد من بودند ولی جز غم نبود یار ایام مرا
خبر از من نداشت جز خبر مرگ مرا
جز سکوت نبود یار و یاوری مرا
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:8
  به قلم مسيح:
|