تبليغاتX
جرعه ای مهتاب
این عاشق دلخسته که بر خاک است کنون
 
روزگاری را به غم گذارنید ولی در خاک است کنون
 
زنده ها بر زنده بودن خود منازید چون
 
روزگار همه بر خاک است چنین
 
من ندیدم جز غم و درد از این دنیا
 
خفته در ارامش ابدیم کنون
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 13:7
  به قلم مسيح:   | 

خدايا اين مردم کوکي جي مي گن -.*.- دريغا اينا عاشق نميشن -.*.- من هميشه دلم مي خواست چراغوني -.*.- به جز اشکم نيامد به مهموني
 


© 2006-2007 
kInG-TeMpLaTe